خلاصه قسمت 35 سریال چکاوک + تصاویر
با کلیک بر روی 1+ تک موج را محبوب کنید
یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷
خانه » دانلود » خلاصه قسمت ۳۵ سریال چکاوک + تصاویر

خلاصه قسمت ۳۵ سریال چکاوک + تصاویر

خلاصه قسمت 35 سریال چکاوک + تصاویر

سریال چکاوک, خلاصه داستان سریال چکاوک, خلاصه قسمت ۳۵ سریال چکاوک, دانلود قسمت ۳۵ سریال چکاوک, عکس بازیگران سریال چکاوک, دانلود سریال چکاوک قسمت ۳۶,تصاویر جدید بازیگران سریال چکاوک, چکاوک,چکاوک قسمت ۳۶, خلاصه داستان سریال چکاوک قسمت ۳۶,داستان قسمت ۳۵ چکاوک,بازیگران چکاوک,دانلود سریال چکاوک با لینک مستقیم, قسمت اخر سریال چکاوک, پخش سریال چکاوک, سریال چکاوک از سایت تک موج, خلاصه قسمت چکاوک, سریال چکاوک آپارات, خلاصه قسمت های اخر سریال چکاوک, کلیپ قسمت ۳۵ سریال چکاوک

خلاصه داستان سریال چکاوک

خلاصه قسمت سی و پنجم

 

کامران داره سوار درشکه میشه

کامران:توام اونجا خشکت نزنه.برو مدرست.

فریده:نه

کامران:چرا نه؟منتظر کسی هستی وسط راه وایسادی؟

فریده:آره

کامران:منتظر کی؟

فریده:بچگیم.منتظر فریدم که بیاد به تو بگه نرو.شاید اون بتونه جلوتو بگیره.نرو کامران.سر هیچی بینمون حسرت دوری نذار.بی خود و بی جهت گرفتارمون نکن.نرو.

کامران:اما تو منو رد کردی.من دیگه نمیتونم اینجا بمونم.

فریده:تو رو رد نکردم.

کامران:پس چرا دیروز نیومدی؟

فریده:چون تنبیه شده بودم.

کامران:اما فریده ای که من میشناسم هر کاری که به سرش میزد حتما انجامش میداد.اگه از در نمیشد از پنجره.از پنجره نمیشد از دیوار فرار میکرد.برای همینم اسمش چکاوکه.

فریده:زندانی شده بودم کامران.هر کاری کردم نتونستم.نتونستم فرار کنم.

کامران:خب اگه میتونستی فرار کنی چی؟

فریده:کم کم دارم حس میکنم عمدا خودتو زدی به اون راه کامران.اگه میتونستم فرار کنم،البته که فرار میکردم احمق.

کامران:یعنی جوابت..

فریده:یعنی جوابم بله است کامران.

کامران:بله؟

فریده:بله.

هردوشون میخندن و هم دیگه رو بغل میکنن.

عمارت

سیف الدین:وسایل دخترتو حاظر کن بسیمه خانم.یه کم دیگه از این در میره بیرون و دیگه هم برنمیگرده.جناب قاضی خودش شخصا عقدشون رو جاری میکنه.بعد از عقدم گم میشه و میره خونه ی شوهرش.

بسیمه:وسایلش زیاده حداقل یه کارگر بگیرین.

سلیم:کارگر با من.

گلمثال داره لباسای نجمیه رو جمع میکنه.به اون لباس بنفشه میرسه که فریده تو مهمونی پوشیده بود.

نجمیه:اونو نذار.نمیخوامش.

گلمثال:چرا عزیزم؟این لباسو که خیلی دوست داشتی.

نجمیه:دیگه نمیخوامش.اون شبی که مهتابو تماشا میکردیم فریده پوشیده بودش.

بسیمه هم داره جهیزیه نجمیه رو جمع و جور میکنه و همش سر خدمتکارا غر غر میکنه.

درشکه

کامران همش به فریده نگاه میکنه و میخنده.

فریده:کامران میشه انقدر نگام نکنی؟

کامران:مگه تو عشق من نیستی؟هر چه قدر دلم بخواد نگات میکنم.لب عسلی.

فریده کامرانو بد نگاه میکنه و بعدش پارچه ای که رو سرشو میگیره جلوی صورتش.کامران بهش میخنده.

فریده:حالا کجا داریم میریم؟

کامران:میگم نریم عمارت.فقط با تو باشم.دو تایی تنها.فقط چشمای تو و چشمای من باشه.همه ی دنیا رو فراموش کنیم.

فریده:بعدا یه وقت همه ی دنیا ما رو فراموش نکنه.

کامران:معرکه میشد.مگه نه؟

فریده:نمیدونم اما اگه اینطوری میشد.حتما از اون تنبیهی که تو مدرسه دارم راحت میشدم.ایزابل سخت گیرم منو فراموش میکرد.خیلی خوب میشد.

کامران:واقعیتش از این که بخاطر من تنبیه شدی زیاد بدم نمیاد.

فریده:خب چرا؟

کامران:چون که تو خیلی منو عذاب میدی.برای همینم اون که اون بالا نشسته تو رو عذاب میده.اگه تو با من خوب رفتار کنی،زندگیم با تو خوب رفتار میکنه.ملوسک من.

فریده:برو بابا توام همیشه از آب گل آلود ماهی بگیرا.

کامران:نه این طوری نیست.راستشو میگم.اگه دلی که شکوندی رو خدا دوست داشته باشه چی؟نمیدونی.چون اگه بدونی اصلا دلت نمیاد اذیتش کنی.

فریده:واقعا که.تو از هر موقعیتی برای اذیت من سو استفاده میکنی.

کامران:اگه اینطوره.بابامم میگفت نباید دل کسی که عاشقته رو بشکونی.به اون چی میگی؟فریده،لطفا حرف منو گوش کن.وگرنه هر دو تامون مجازاتشو میکشیم.باشه؟قول؟

فریده:تو چی میگی؟باز چی میخوای سر در نمیارم.

کامران:باید حرفایی منو تکرار کنی.من از این به بعد

فریده:من از این به بعد

کامران:عشقم کامران هرچی بگه

فریده:عشقم کامران هر چی بگه

کامران:همون کارو میکنم رو حرفشم حرف نمیزنم.

فریده:اِاِ هیچم اینطوری نیست.

بعدم میخندن.یه پشمک فروش میاد و یه پشمک میخرن.

فریده:خب برای خودت نخریدی؟

کامران:تو یه کم بهم میدی.

فریده:تا ببینیم.

کامران:بده دیگه.

فریده:نه.

کامران:یه کم

فریده:مال خودمه.میخواستی برای خودتم بخری.

عمارت

دارن وسایل نجمیه رو میبرن.خود نجمیه هم داره میره.

باغ

فریده و کامران رسیدن به باغ.

کامران به آقا جمالی میگه که چمدوناشو ببره عمارت ولی به کسی چیزی نگه.به خدمتکارا هم بگه یه شام خوب درست کنن که شب به همه بگه که میخواد با فریده ازدواج کنه.

فریده هنوز داره پشمک میخوره و کامرانم داره سفره میندازه.

کامران:تو به ما که ندادی؟پس چرا انقدر یواش یواش میخوری؟

فریده:یواش میخورم که زود تموم نشه.

کامران:بابا گدا بذار تموم شه.من برات یکی دیگه میخرم.

فریده:اینکه زود تموم کنی مهم نیست کامران.باید ازش لذت ببری.یواش یواش.سریع تموم نکردنش مهمه.خوردن پشمک یه هنره کامران.ببین.مثلا مزه ی قسمتای داخلش با بیرونش یکی نیست.چون اینجاش داخل میمونه و شیرینی قسمت روییش رو میکشه به خودشو شیرین تر میشه.این مهمه که بتونی طعم فوق العادشو بتونی توی دهنت حس کنی.

کامران:فریده خواهش میکنه بیشتر از این ادامه نده.

فریده:چی شد دلت خواست؟

کامران:آخه نمیتونی حدس بزنی که دلم چی میخواد؟لب عسلی.

فریده:اصلا ترشه.طعمش خیلی بده.منم اینطوری دارم یمخورم که اسراف نشه.

بعد کامران یه تیکه از پشمکی رو که چسبیده به لب فریده برمیداره و میخوره.

کامران چوب پشمک میگیره دستش.

کامران:شرط ببندیم؟

فریده:چه شرطی؟

کامران:تو بگو.

فریده:باشه.آخر این ماه یه چیزی به نام چرخ و فلک میخواد بیاد توی کارناوال.شرط من سوار شدن اونه.

کامران:باشه اگه تو بردی میبرمت که چرخ و فلک سوار شی.

فریده:اگه تو ببری چی؟

کامران:من شرطمو نمیگم.بعد از اینکه برنده شدم میگم

فریده:اونطوری نمیشه.پس شرطم نمیبندیم.

کامران:باشه قبول بعد از شکوندنش بهت میگم.

فریده:باشه.بعدش بهم بگو

کامران:با هم شرط ببندیم؟

فریده:قبول

کامران؟هر کی سر حرفش واینسته

فریده:یه اسم زشت براش میذاریم

کامران:قبول.

بعد چوبو میشکنن

فریده:خب اگه تو بردی چی؟

کامران:اگه من بردم باید منو ببوسی.لب عسلی

فریده:نچسب.خواب دیدی خیر باشه آقا.تازه تو که برنده نمیشی اصلا.

خونه نریمان

نریمان آب آهک خورده که مریض بشه و بره پیش کامران

خونه سلیم

سلیم نجمیه رو برده خونش.خونشم بد تر از بازار شامه و نجمیه هم ناراحت میشه.بعدم سلیم میره بیمارستان

عمارت

بسیمه خیلی ناراحته که دیگه هیچکدوم بچه هاش پیشش نیستن و داره پیش خدمتکارا گریه و زاری میکنه

بیمارستان

منور نریمانو برده بیمارستان ولی رخساره میگه که کامران نیست رفته مادرید

سریال چکاوک از سایت تک موج

باغ

کامران دار کباب درست میکنه

کامران:فریده میشه بیای کمک کنی؟

فریده:دارم دنبال یونجه چهار برگ میگردم

کامران:تو این هوا فکر نکنم پیدا کنی.بیا بعدا میگردیم دنبالش.

کامران مقوایی که باهاش باد میزنه رو میده به فریده.

فریده:یادم.

کامران:ای چشم سفید(فریده میخنده)ادامه بده باد بزن.

نریمان رفته عمارت ببینه کامران واقعا رفته.

نریمان:کامران کجاست؟

بسیمه:به تو چه بی چشم و رو؟گمشو از جلوی در خونم برو.

نریمان:تا کامرانو نبینم نمیرم.حداقل خداحافظی کنم.بسیمه خواهش میکنم بذار بیام تو.

بسیمه:کامران رفت

نریمان:باور نمیکنم.یعنی واقعا خونه نیست؟بذار باهاش خداحافظی کنم.

سیف الدین میاد

سیف الدین:حیا کن زن.حیا کن.با چه رویی میای اینجا؟کامران خیلی وقته رفته دیر کردی.همین حالا از اینجا برین.

اونا هم میرن

سریال چکاوک از سایت تک موج

باغ

فریده و کامران دارن دنبال یونجه چها برگ میگردن

کامران:فریده.ببین مردم چی کار میکنن ما چی کار میکنیم.

فریده:چی کار میکنیم مگه؟

کامران:فریده این روطا ذیگه برنمیگردن.مگه تو نمیگفتی همه چیو آروم پیش ببریم؟

فریده:بله یواش یعنی چقدر؟

کامران:دستمالتو درار بنداز زمین.(فریده دستمالشو میندازه زمین کامرانم برمیداره و بوش میکنه.بعدم فریده بد نگاش میکنه)کثیف بود؟

کامران:نه ولی دستماله دیگه.چیشو بو میکنی؟

کامران:از این به بعد باید رو دستمالت عطر خودتو بزنی.به طور فشرده باید برات کلاسای عشق بذارم.

فریده:نه بابا؟

کامران:عشق من.آخر هر جمله باید کلمه عشقم یا عزیزم بذاری.باشه؟اینطوری با هم مثل رفیق سربازی حرف نمیزنیم.چی میگی؟عشقم

فرید:عه عَ عَ عوضی

کامران:فریده.پیدا کردم.چهار برگه.(فریده از دست کامران میگیره)یادم تو رو فراموش.

فریده:این حقه بازیه.تو کلک زدی

کامران:حالا کلکشو بعدا بحث میکنیم.فعلا که از دستم گرفتی من بردم.

فریده:اصلا.امکان نداره.قبول نیست.

کامران:پس بازی ادامه داره

سریال چکاوک از سایت تک موج

عمارت

بسیمه داره درمورد وضعیت نجمیه با سیف الدین حرف میزنه.

باغ

فریده روی پل وایستاده.کامران میاد

کامران:فریده.فریده ببین پیدا کردم.

فریده:یادم.اینم الکی نباشه.کامران این واقعیه.(کامرانو بغل میکنه)به تعداد پراش میتونیم آرزو کنیم.

کامران:چهار تا برگ داریم.نفری دو تا آرزو کنیم.تو رو آرزو میکنم.بازم تو رو آرزو میکنم.

فریده برگاشو میکنه ولی آرزوشو بلند نمیگه

بعدم یه سری از خاطره هاشون با آهنگ فریده پخش میشه.

عمارت

آقا جمالی خرید کرده که واسه شب شام خوشمزه درست کنن

سریال چکاوک از سایت تک موج, خلاصه قسمت چکاوک, سریال چکاوک آپارات, خلاصه قسمت های اخر سریال چکاوک, کلیپ قسمت ۳۵ سریال چکاوک

             
اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است. این سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی میباشد و تمام فعالیت های این سایت طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. - طراحی شده توسط پارس تمز