خلاصه قسمت ۷۸ سریال ترکی گوزل

 خلاصه ایی از سریال گوزل, دانلود سریال گوزل قسمت ۷۸, عکس های سریال گوزل قسمت ۷۸, خلاصه سریال گوزل قسمت ۷۹,

سریال ترکی گوزل, دانلود سریال گوزل قسمت 78, عکس های سریال گوزل قسمت 78, خلاصه سریال گوزل قسمت 79, خلاصه سریال گوزل

[quote]خلاصه سریال گوزل قسمت ۸۰,سریال گوزل قسمت ۸۱,سریال گوزل قسمت هفتادو نه,سریال گوزل قسمت ۸۱,سریال گوزل بازیگران,سریال گوزل ترکی, خلاصه تمام قسمت های گوزل,قسمت آخر سریال گوزل,دوبله فارسی سریال گوزل,دانلود سریال گوزل قسمت آخر,خلاصه داستان سریال گوزل,خلاصه قسمت های ۷۸ به بعد گوزل,عکس های بازیگران گوزل[/quote]

سریال ترکی گوزل

عارف ک صحبتای دلارا و اذرخش رو شنیده میره و میذاره کف دست جاندان و جاندان میگه حالا ک جهان داره برمیگرده این ضبط صوت رو بگیر و تمام حرفاشونو ضبط کن
جهان ب ایسو میگه ک جریان چیه ولی ایسو گریه میکنه و‌میگه من نمیخوام برم پیش مامانم میمونم ک جهان میگه تازمانی که محاکمه تموم میشه و گوزل هم میگه راه دیگه ای نیست
جهان هم شب میره خونه و‌همه چیو ب غزل میگه و غزل هم عصبی میشه و میگه من نمیرم پیش گوزل و شما فقط ایسورو دوست دارین
گوزل ایسورو اروم میکنه چون میخواد بره که جهان در میزنه و‌میاد خونه گوزل
دست گوزلو میگیره و میگه من میخوام کسی ناراحت نشه هرکاری ازدستم برمیومد رو انجام دادم اما دست و بالم بسته س و فقط میتونم ایسوروببرم غزلو بیارم
غزلم وسایلاشو دارن جمع میکنن ولی غزل ناراحته دلارا میخواد ارومش کنه ولی غزل میگه اون کسی ک دوسش داری من نیستم اون کسی ک باید اینجا زندگی کنه من نیستم مامان متوجه ای اگ تو و بابا چیزیتون بشه من چ میشم من دختر واقعیتون هستم و این وسط میمونم
جهانم باایسو حرف میزنه و‌دراخرمیگه خیلی دوستت دارم و هروقت تونستی میتونی گوزلو ببینی
جهان ایسورو میبره عمارت و دلارا غزلو میبره خونه گوزل
غزل عصبیه و سر گوزل داد میزنه و‌میگه زندگیمو نابود کردی
کریمان فیلم اتش زدن اوزجانو میبره پیش اوزجان و‌میگه اگ ب منم پول بدی فیلمو تحویل دادگاه نمیدم و بااوزجان دعواش میره و فرار میکنه و میره خونه واوزجانم پشت سرش کریمان پشت در کمد و صندلی میذاره تااوزجان نتونه درو بازکنه و دراخراوزحان میره
کریمان ب راحمی زنگ میزنه ولی راحمی قطع میکنه
اوزجان قضیه کریمانو ب جاندان میگه و جاندان عصبی میشه و میگه باید پاکش کنی
ایسو با گوزل حرف میزنه و غزل هم با پسری در حال چت کردنه
خانواده جهان همه دور میزشام نشستن و درحال شام خوردن هستند دلارا خیلی خوشحاله
جهان ازدانشگاه رفتن اوزان میپرسه و دلارا میگه من دوس دارم بره جایی ک میشناسم خیالمون راحت میشه و اوزان عصبی میشه میگه من گفتم نیویورک بزم درس بخونم
و دلارا میگه ما حرف زدیم
و اوزان میگه من یادم نمیاد همچین چیزی خواسته باشم تو اونو روز تولدم بهم هدیه دادی و دلارا همش سعی میکنه حرف بزنه ک اوزان ضدحال بزنه و جهان میگه اوزان بسه بامادرت حرف بزن و جانسو و اوزان هم میرن
جهان با گوزل داره حرف میزنه ک دلارامیاد وعصبی میشه و میگه جهان تو ب این خونه برگشتی یا نه ک جهان میگه اره برگشتم ولی ب زور محاکمه ولی عقل و قلبم جای دیگه س



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *