سبک زندگی - مجله اینترنتی تک موج
با کلیک بر روی 1+ تک موج را محبوب کنید
مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
خانه » سبک زندگی

سبک زندگی

مقایسه هزینه ویزیت و بیمارستان در ایران با سایر کشور‌ها

[ad_1]

روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: یکی از طرح های دولت که مخالفان و موافقان زیادی داشت و بعد از اجرایی شدن، نتوانست آنچنان که باید مردم را راضی کند، طرح تحول سلامت بود. در اواخر اسفند ۹۶ با گذشت چند سال از اجرای آن اعلام شد این طرح با کمبود بودجه روبروست و در صورت افزایش پیدا نکردن اعتبار مجبور به کاهش خدمات خواهد بود.

همچنین گفته شد که ناتوانی وزارت بهداشت در تامین مالی پزشکان و نارضایتی آنها از جمله مشکلات طرح است. این مسئله باعث شد تا با در نظر گرفتن این طرح به سراغ طرح های سلامت کشورهای مختلف برویم تا ببینیم مردم در دنیا چگونه هزینه های درمان خود را پرداخت کرده و دولت چه خدماتی در این زمینه به آنها داده است. امری که باعث شده متوجه شویم که همه نظام های سلامت در کشورهای پیشرفته دنیا آنچنان جالب نبوده و هر کدام ضعف های مخصوص خود را دارند.

مقایسه هزینه ویزیت و بیمارستان در ایران با سایر جهان

ولی قبل از این که به سراغ این طرح ها برویم اول کمی اوضاع ایران را بررسی کنیم. حق ویزیت پزشکان عمومی حدود ۱۲ هزار تومان و متخصصین به حدود ۱۷ هزار تومان می رسد. در بخش خصوصی این رقم ها به ترتیب حدود ۲۴ هزار و ۴۵ هزار تومان است.البته دفترچه های بیمه ای خاصی این هزینه را نیز حذف کرده و ویزیت را رایگان می کنند. در بخش دارو با توجه به نوع بیمه و نوع دارو ممکن است دولت تمام هزینه ها را تقبل کند. هزینه تخت در بیمارستان ها هم متفاوت بوده و از حدود شبی ۱۰۰ هزار تومان شروع می شود. با توجه به این رقم ها و هزینه های کم جراحی به نظر می رسد ایران جای خوبی برای درمان است ولی اول باید دیگر کشورها را بررسی کنیم.

فرانسه

در فرانسه سیستمی به اسم NHS وجود دارد که برای برابری همه در مقابل نظام سلامت طراحی شده است. بیشتر بیماران فرانسوی باید قبل از ویزیت دکتر هزینه پرداخت کنند، ولی بعد از آن سیستم سلامت این کشور مقدار یا تمام پولی که پرداخت کرده اند را به آنها بر می گرداند. در این میان بیماران خودمختارند که پیش چه دکتری با چه هزینه ای بروند. تمام سیستم پرداخت هزینه های مربوط به درمان از جمله ویزیت دکتر، روی کارتی به اسم Carte Vitale تعریف شده است. مثلا بیمار برای ویزیت دکتر که در فرانسه ۲۳ یورو می شود از طریق کارت اقدام می کندو در فاصله پنج روز یا کمتر بخشی یا تمام هزینه را روی کارتش دریافت می کند.

معمولا سیستم سلامت این کشور تا ۷۰ درصد هزینه را بر می گرداند ولی اگر طول درمان زیادی داشته باشید یا جزو طبقه فقیر قرار گرفته باشید، تمام هزینه به شما بر می گردد. با این حال یک بخش نیمه خصوصی به اسم muttuelle وجود دارد که به نوعی خدمات درمانی ویژه کارکنان محسوب شده و می تواند همان هزینه باقی مانده را نیز پشتیبانی کند. در سیستم داروخانه ای این کشور نیز شما با همان کارت سلامت پرداخت می کنید ولی فرق آن این است که دولت برای دارو هزینه بیشتری دریافت کرده و به جای ۷۰ درصد، حداقل برگشتی حدود ۱۵ درصد است.

ایرلند

ایرلند از لحاظ نسبت تعداد پرستار به جمعیت رتبه اول را بین کشورهای دنیا دارد ولی در بقیه موارد تقریبا رتبه ای متوسط کسب کرده است. ویزیت دکتر در ایرلند حدود ۴۰ تا ۶۰ یورو خرج بر می دارد. البته در سال ۲۰۱۵ دولت ایرلند قانونی تصویب کرد که طبق آن کودکان زیر شش سال نیاز به پرداخت حق ویزیت دکتر ندارند و به علاوه تمام هزینه های درمان آنها نیز رایگان تمام می شود.

به صورت میانگین هزینه های مربوط به دارو به ازای هر نسخه حدود ۱۴۴ یورو است. البته کسانی که نیاز به مصرف دارو در دراز مدت دارند با داشتن کارتی از دادن این هزینه معاف می شوند هر چند باید به ازای هر دارو مبلغی حدود ۲٫۵ یورو پرداخت کنند که سقف آن به ازای هر نفر ۲۵ یورو است. البته تمام این هزینه ها در صورتی است که شما پیش دکتر رفته و بقیه روند درمان را طی کنید. اگر مستقیما به سراغ اورژانس بروید کمی داستان فرق می کند. در این موارد باید ۱۰۰ یورو برای بستری شدن پرداخت کنید. هزینه هر شب بستری شدن در بیمارستان های دولتی این کشور نیز به حدود ۷۵ یورو می رسد.

مقایسه هزینه ویزیت و بیمارستان در ایران با سایر جهان

سوئد

سوئد در زمینه درمان اوضاع خوبی دارد. تعداد دکترهای این کشور بسیار زیاد است و هر چند بیمارها هزینه نسبتا زیادی برای درمان می پردازند ولی در عوض هزینه داروهای شان خیلی کم می شود. در سوئد میزان هزینه ویزیت دکتر بسته به جایی است که مریض زندگی می کند، ولی به صورت معمول این هزینه چیزی بین هشت تا ۱۶ یورو است. کودکان تنها در صورتی این هزینه را پرداخت می کنند که به بخش اورژانس منتقل شده و بستری شوند.برای ویزیت یک متخصص هزینه شما تقریبا دو برابر شده و به حدود ۳۰ یورو می رسد. اگر کارتان به اورژانس بکشد، باید حدود ۳۰ یورو پرداخت کنید و به ازای هر شبی که مهمان بیمارستان هستید نیز باید هشت یورو بپردازید.

در سوئد تا زمانی که سیستم بیمارستان به نظام سلامت این کشور وصل باشد، فرقی نمی کند در بیمارستان عمومی یا خصوصی بستری شوید چرا که هزینه ها تقریبا یکی است. نظام سلامت سوئد یک قانون جالب دارد. برای پرداخت هزینه ها یک سقف در نظر گرفته است که حدود ۷۰ تا ۸۰ یورو با توجه به منطقه زندگی است. اگر در سال بیشتر از مقدار پول برای درمان بپردازید، بعد از آن تمام هزینه های شما رایگان است. برای نسخه دارو سقف تعیین شده دو برابر و حدود ۱۵۰ یورو است. در سوئد تنها حدود ۶۰۰ هزار نفر تحت بیمه خصوصی هستند. آنها هم بیشتر به خاطر خدماتی است که شرکت های خصوصی به کارمندان شان می دهند. این بیمه خیلی تاثیری روی هزینه درمان نداشته و فقط شما را بدون نوبت پیش دکتر می فرستد.

چین

جین از لحاظ هزینه های درمان چندان اوضاع جالبی ندارد. هر چند طی سال های گذشته هزینه زیادی برای بهبود زیرساخت ها کرده است که نشان می دهد قصد دارد عقب ماندگی را جبران کرده و به بقیه کشورها برسد. هزینه مشاوره درمان هنوز در این کشور پایین است. البته برای آنهایی که از کارت آبی تامین اجتماعی این کشور استفاده می کنند. هزینه این ویزیت ها در مکان های دولتی حدود دو یوآن (هر یوآن حدود ۹۰۰ تومان) است. این هزینه در برخی بیمارستان ها ممکن است به ۱۰۰ یوآن هم برسد.

با این حال هزینه های درمان و دارو به قدری گران است که می تواند به راحتی یک خانواده چینی را از پا در بیاورد. دولت این کشور می گوید تا سال ۲۰۲۰ همه مردم تحت بیمه قرار می گیرند و اکنون ۹۵ درصد تحت یک نوع بیمه هستند. با این حال همین بیمه ها نیز کار چندانی پیش نبرده و حسابی مردم را تحت فشار گذاشته است. مثلا دکترهایی که درآمد زیادی ندارند، بیماران را با داروهای بیش از حد روانه خانه می کنند تا از کنار آن چیزی هم به آنها برسد. از طرفی هزینه یک آمبولانس ساده نیز به صدها یوآن می رسد. این اتفاقات باعث شده تا نارضایتی عمومی از پزشکان این کشور زیاد شده و حتی در مواردی منجر به قتل متخصصان این رشته شود.

مقایسه هزینه ویزیت و بیمارستان در ایران با سایر جهان

ژاپن

در ژاپن هر چند هزینه ها برای درمان نسبتا زیاد است ولی در عوض این کشور موفق شده تا میانگین کمترین زمان نگهداری افراد در بیمارستان را به خود اختصاص دهد. همه مردم ژاپن باید تحت پوشش یک بیمه قرار بگیرند و به صورت معمول این بیمه ها توسط کارفرمایان برای آنها تامین می شود. با داشتن این بیمه ژاپنی ها فقط باید ۳۰ درصد از هزینه های درمان خود را بپردازند. کسانی که خود کارفرما هستند و یا توسط کارفرما یا جایی بیمه شده اند تحت پوشش نظام سلامت این کشور قرار می گیرند و باید ۳۰ درصد هزینه های درمان را خود پرداخت کنند. البته این رقم برای افراد بالای ۷۰ سال به ۱۰ درصد کاهش پیدا می کند. هزینه دارو با توجه به میزان حقوق و سن فرد ممکن است به صورت کامل توسط دولت پرداخت شود. راستی در ژاپن لازم نیست حق ویزیت به پزشک بدهید.

روسیه

روسیه دکترهای زیادی دارد و البته هزینه های درمان نیز کم است ولی در مقابل خروجی روند درمان در روسیه چندان امیدبخش نبوده و هنوز جای کار زیادی دارد. روی کاغذ هزینه های درمان برای تمام روس ها رایگان است اما در واقعیت داستان پیچیده تر از این حرف ها است. بیمه ها به درستی پرداخت نمی کنند. دکترها و پرستار پول چندانی دریافت نمی کنند و به همین خاطر شما برای یک درمان درست و حسابی باید به رشوه و بیمارستان های خاص رو بیاورید.

در توصیف وضعیت درمانی روسیه همین بس که چهار ماه پیش یک دکتر با مشت به صورت مریض زد و او را کشت! داروخانه در روسیه رایگان است و بسیاری از داروها که حتما باید با نسخه ارائه شود، روی کانتر داروخانه ها به راحتی در دسترس شما قرار می گیرد. آمبولانس هم به صورت تئوری رایگان است ولی خب آمبولانس های بخش خصوصی بسیار زودتر رسیده و به علاوه آمبولانس های دولتی نیز بدشان نمی آید برای خدمات شان از شما پول دریافت کنند.

استرالیا

استرالیا حسابی برای سیستم درمان خود خرج می کند و به علاوه دکترهای زیادی به نسبت جمعیت دارد. هزینه ویزیت دکتر در استرالیا حدود ۵۰ تا ۸۰ دلار است. البته تقریبا نصف این مبلغ توسط دولت به شما بر می گردد. در استرالیا روند درمان در بیمارستان کاملا توسط دولت پوشش داده می شود و از طرفی کسانی که در بخش خصوصی بیمه شده اند بیشتر به سراغ بیمارستان های خصوصی می روند تا خدمات خاص دریافت کنند. هزینه آمبولانس در استرالیا جزو هزینه های درمان حساب شده و در بعضی ایالت ها ممکن است مجبور شود بین ۲۰۰ تا دو هزار دلار برای آمبولانس پرداخت کنید.

انگلیس

احتمالا تعریف نظام سلامت انگلیس را زیاد شنیده اید. این سیستم در بسیاری از جهات در رتبه اول دنیا قرار می گیرد ولی در پشت پرده این سیستم به تازگی اتفاقات بدی رخ داده است. سالمندان، چاق ها و الکلی ها هزینه های زیادی به این سیستم تحمیل کرده اند و از طرفی بدترین خروجی درمان سرطان نیز در این کشور دیده می شود. بیماری خاصی که در کشورهایی مثل استرالیا و آمریکا نتایج بسیار بهتری دارد. تقریبا هیچ کدام از بخش های روند درمان یک بیمار، از ویزیت گرفته تا جراحی هیچ هزینه ای نداشته و رایگان است. حتی آمبولانس هم در این کشور رایگان است، ولی با این حال شلوغی و سخت نوبت گرفتن در کنار دیگر موارد باعث شده تا ۱۱ درصد جمعیت این کشور به سراغ بیمه های خصوصی بروند.

[ad_2]

چرا آنهایی که دیرتر ازدواج می‌کنند شادترند؟

[ad_1]

برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: همه‌ی آدمها در جستجوی عشق هستند. متاسفانه بسیاری از رابطه‌ها پایان خوشی ندارند و علتش هم این است که فشار کلیشه‌ها و قضاوت‌های سفت و سخت اجتماعی بیشتر از نیروی خواسته‌های واقعی است و افراد شتاب زده ازدواج می‌کنند نه برای اینکه خانواده‌ای تشکیل دهند بلکه به دلیل احساسات گذرا و ترس از تنها بودن تن به ازدواج می‌دهند. در این مطلب کمک‌تان می‌کنیم تا خودتان بسنجید که آیا آماده‌ی برقراری یک رابطه‌ی محکم هستید یا نه.

یک روانشناس توضیح می‌دهد که چرا آنهایی که دیرتر ازدواج می‌کنند شادترند

عشق باید به رشد فردی کمک کند

یک فرد عاقل و بالغ هرگز دست از رشد و بهتر شدن برنمی‌دارد و عشق، تنها تاثیری که دارد این است که او را قوی‌تر می‌کند. اینگونه افراد ترسی از تغییر نگرش خود ندارند و حاضرند عیب‌های خود را بپذیرند. آنها می‌توانند بادرایت و ملاحظه کار و حواس جمع باشند. دو نفر که عاشق هم هستند همیشه سعی می‌کنند برای رابطه‌ای شکوفاتر خود را بهتر کنند.

اگر طرف مقابل‌تان از شما بخواهد همانطوری که هست او را بپذیرید و عادت‌های بدش را قبول کنید، رابطه‌ی شما رشد نخواهد کرد و به زودی برای هم غریبه خواهید شد.

عشق، پیش از هر چیزی یعنی گذشت

یک آدم خودخواه به دنبال انگیزه دادن به همسرش نیست و تلاش نمی‌کند خلاء‌های بین‌شان را پُر کند. اما در یک رابطه‌ی واقعا عاشقانه همه چیز کاملا برعکس است: دو طرف سعی می‌کنند تمام چیزها را با هم شریک شوند. آدم‌های نابالغ فقط سعی می‌کنند مورد عشق و علاقه و گذشت قرار بگیرند و خودشان تلاشی برای عشق ورزیدن نمی‌کنند. مورگان پک روانپزشک و نویسنده‌ی آمریکایی در کتابش به نام «جاده‌ی کم گذر»، چنین اعتیاد دردناکی را «نوعی ضد عشق» می‌نامد. اگر همسری که همیشه هر چیزی را که خواسته به دست آورده، روزی که شما دچار مشکلی شدید ترک‌تان کرد اصلا تعجب نکنید.

یکی از جبنه‌های عشق، اراده است

هنگام ازدواج با هم پیمان می‌بندید که همیشه پشت و پناه هم باشید، در خوشی و ناخوشی، در شادی و اندوه و … این کلمات یعنی دو نفر که می‌خواهند خانواده‌ای تشکیل دهند باید درک کنند که عشق، فقط مربوط به احساسات نیست، بلکه تصمیمی باارزش و مهم است. یک رابطه‌ی بالغ و بالنده، هدف‌های مشترکی دارد.

مولفه‌های یک رابطه‌ی بالنده، هدفهای مشترک هستند؛ اراده‌‌ای بی‌غل و غش برای با هم بودن و تمرکز توجهات و انرژی روی همدیگر، حتی اگر وسوسه‌ها و تردیدهایی وجود داشته باشد.

اگر بعد از هر بحث و اختلافی، بار و بندیل‌تان را ببندید و به یاد عشق یا نامزد سابق‌تان بیفتید و …، پس باید به این فکر کنید که رابطه‌تان واقعا چقدر دوام خواهد داشت.

عشق، تمرین می‌خواهد

صبور بودن نسبت به عادت‌ها و ویژگی‌های همسر، حواس جمع و مراقب بودن و … همه‌ی اینها ممکن است خسته کننده به نظر برسند و البته انرژی و تلاش زیادی نیز می‌طلبند، اما اینها اساس یک رابطه‌ی مناسب و معقول هستند. اگر می‌خواهید عشق‌تان را تقویت کنید، باید به سختی کار کنید. اگر رنجش‌ها و ناراحتی‌ها ادامه پیدا کنند، روزی رابطه‌تان نابود خواهد شد.

عشق یعنی پذیرفتن مسئولیت

مسئولیت پذیری، خصوصیتی است که یک بزرگسال را از کودک متمایز می‌کند. و می‌توانید همین معیار را به ازدواج و رابطه نیز ربط دهید. این خیلی خوب است که کسی را داشته باشید که بتوانید به او تکیه کنید، اینطور نیست؟ و آیا حاضرید آن نفر شما باشید؟ بله، ازدواج تعهدات جدی به دنبال دارد و همان چیزی است که رابطه‌تان را تقویت می‌کند. اگر کسی بگوید: ازدواج تغییری در مسئولیت‌هایم ایجاد نمی‌کند، علامت این است که او هنوز آمادگی یه رابطه‌ی بلند مدت را ندارد.

عشق یعنی احترام به فردیت یکدیگر

یک فرد بالغ، هدفهایش را مشخص کرده و ساختار شخصیتی خود را پیدا کرده است و به همین علت آماده است تا به علاقه مندی‌ها و شخصیت فرد مقابل احترام بگذارد. چنین رابطه‌ای رها از هر گونه فشار و تنشی است: دو طرف به همدیگر آزادی می‌دهند و همیشه سعی می‌کنند به یک توافق و سازش برسند. آنهایی که تنها سرگرم علاقه مندی‌های خودشان هستند، آمادگی گوش دادن به یک نفر دیگر و درک و پذیرفتن او را ندارند.

عشق جلوی ناامیدی و رنجیدن شما را نمی‌گیرد

ناامیدی و دلخوری و ناراحتی چیزهای طبیعی در زندگی هستند و حتی کسی که عاشق ماست هم نمی‌تواند همیشه از ما محافظت کند. ما باید شجاعت روبرو شدن با سختی‌ها را داشته باشیم و هیچکس را مقصر ندانیم و سرزنش نکنیم. در چنین شرایطی یک رابطه، قوی و ریشه دار خواهد بود. روانشناسان عقیده دارند که اگر ما این هفت اصل را درک کنیم و باور داشته باشیم، واقعا می‌توانیم رابطه‌ای بسیار خوب ایجاد کنیم. آنها توصیه می‌کنند اگر احساس می‌کنیم خودمان یا فرد مقابل‌مان هنوز از این جنبه‌ها آماده نیست، بهتر است ازدواج را به تاخیر بیندازیم. اینکه وقت خود را صرف رویاها و سرگرمی‌ها و رشد فردی‌مان کنیم، خیلی بهتر از این است که برای بازیابی خود از یک رابطه‌ی دردناک و شکست عاطفی، زمان و انرژی صرف کنیم.

[ad_2]

به مقداری اراده‌ی قوی نیازمندیم!

[ad_1]

روزنامه آرمان: انجام منظم کارهایی که برای کسب موفقیت به تمرکز و عزم تمام نیاز دارند، کاری فوق‌العاده دشوار است. به همین علت است که توانایی سخت کار کردن و واکنش مثبت نشان دادن به شکست‌ها و سختی‌ها بسیار مهم است. عزم و اراده به افراد موفق کمک می‌کند تا سخت تلاش کنند و به اهداف بلند‌مدت خود پایبند باشند. در این مقاله درصدد آن برآمدیم تا ببینیم که چگونه ما هم می‌توانیم اراده قوی داشته باشیم.در اینجا به روش‌هایی اشاره می‌کنیم که به کمک آنها می‌توانید این ویژگی‌ها را در خود توسعه دهید و درنتیجه موفق‌تر باشید:

اجازه ندهید اشتباهات گذشته‌ شما مانع از داشتن یک اراده قوی شود. گذشته ارزشمند است. از اشتباهات خود درس بگیرید. از اشتباهات دیگران هم درس بگیرید. سپس آن را به حال خود رها کنید.ولی واقعا عمل به این حرف همچون گفتن آن راحت‌ است؟ به بینش شما بستگی دارد. وقتی اتفاق بدی برای شما می‌افتد، به دنبال فرصتی برای یادگیری از چیزهایی که نمی‌دانید باشید. وقتی شخص دیگری مرتکب اشتباه می‌شود، فقط از آن درس نگیرید، فرصت را برای مهربانی، بخشش و درک شرایط او مغتنم بشمارید.گذشته فقط در حال یاد دادن به شماست و اصلا معرف شما نیست. فقط به این فکر کنید که کجا اشتباه کرده‌اید تا برای دفعه بعد از آنجا ضربه نخورید و این از عهده شما و اطرافیان شما برمی‌آید.

اراده قوی داشته باشید

برای داشتن اراده قوی، زندگی و آینده‌ را کاملا تحت کنترل خود ببینید. اگر انرژی ذهنی خود را در راه نگرانی از اتفاقات پیش رو تلف نکنید، می‌توانید تمامی تلاش و انرژی خود را در راه اتفاقات مورد نظرتان صرف نمایید و اگر هم شانس بیاورید، نتیجه‌ای حتی بهتر از تصورات خود به دست خواهید آورد. از موفقیت دیگران نرنجید و در عوض آن را جشن بگیرید.افرادی که اراده قوی دارند از موفقیت دیگران نمی‌رنجند و آن را جشن می‌گیرند.بسیاری از افراد موفقیت را یک بازی در مجموع صفر می‌بینند، به این معنی که موفقیت محدود است. وقتی شخص دیگری در کاری می‌درخشد، آنها فکر می‌کنند که دیگر ستاره آنها نخواهد درخشید.رنجش بخش اعظمی از انرژی ذهنی شما را هدر می‌دهد، انرژی‌ای که می‌تواند در جایی دیگر، بهتر به کار بیاید.

وقتی یکی از دوستان شما کاری خوب انجام می‌دهد، این کار او مانعی بر سر راه شما برای انجام کارهای فوق‌العاده نیست. در حقیقت، جایی که دغدغه موفقیت وجود دارد، افراد هم‌فکر به یکدیگر نزدیک می‌شوند. بنابراین به دوستان موفق خود نزدیک‌تر شوید. هرگز در برابر شکایت‌ها و انتقادات تسلیم نشوید.حرف‌های شما قدرت دارند به خصوص بر خود شما. نالیدن از مشکلات همیشه احساس بدتری را به شما القا می‌کند، نه احساس بهتر.بنابراین اگر خطایی کردید، وقت خود را صرف شکایت و نالیدن نکنید. انرژی ذهنی‌تان را روی بهتر کردن شرایط بگذارید. اگر می‌خواهید تا ابد به نالیدن بپردازید، دست آخر هیچ کاری برای بهبود وضعیت نخواهید کرد.پس چرا اتلاف وقت؟

همین الان دست به کار شوید. درباره اشتباهات حرف نزنید. درباره این حرف بزنید که چگونه می‌توانید اوضاع را بهتر کنید حتی اگر این گفت‌وگوی درونی با خودتان باشد.همین رفتار را در قبال دوستان یا همکاران خود داشته باشید. دوستان نمی‌گذارند دوست‌شان گریه کند، آنها کمک می‌کنند تا اوضاع زندگی دوست‌شان بهبود یابد. برای داشتن اراده قوی کافیست خودتان باشید.هیچ‌کسی شما را به خاطر لباس‌های‌تان، داشته‌هایتان یا دستاوردهای‌تان دوست ندارد. این‌ها همگی چیزهای معمولی هستند. افراد ممکن است این چیزها را دوست داشته باشند، اما به این معنی نیست که شما را دوست دارند.

مطمئنا ممکن است آنها در ظاهر به نظر برسد که شما را دوست دارند، اما چیزهای سطحی، غیرواقعی نیز هستند. روابط حقیقی باعث خرسندی شما می‌شوند و شما تنها زمانی روابط حقیقی تشکیل می‌دهید که سعی نکنید دیگران را تحت تاثیر قرار دهید بلکه تلاش می‌کنید خودتان باشید.و در نتیجه این روابط، انرژی ذهنی بیشتری کسب خواهید نمود تا بدین ترتیب آنها را صرف افرادی کنید که واقعا در زندگی شما اهمیت دارند. دائما به اهداف بلند‌مدت خود سر بزنید. وقتی از نظر ذهنی خسته هستید، کار راحت این است که خودتان را توجیه کنید که کمی از تلاش دست بکشید؛ اما به جای آن بگویید که می‌خواهید یک شرکت بزرگ‌تر داشته باشید.

وقتی از نظر ذهنی خسته هستید، کار راحت این است که خودتان را توجیه کنید که رژیم غذایی و ورزش را به فردا موکول کنید؛ اما به جای آن بگویید که می‌خواهید وزن کم کنید. وقتی از نظر ذهنی خسته هستید، کار راحت این است که خودتان را توجیه کنید که لازم است روی گزارش‌ها کار کنید؛ اما به جای آن بگویید که می‌خواهید با کارکنان روابط بهتری داشته باشید.خستگی ذهنی ما را به اتخاذ تصمیم‌های راحت‌تری می‌کشاند و همین تصمیمات ما را به خطا می‌برد. یکی از دوستان یک عکس از خود در زمانی که اضافه وزن داشت را بر روی یخچال خانه‌اش چسبانده است تا دائما به یاد داشته باشد که نمی‌خواهد دوباره آن آدم گذشته باشد. دوستی دیگر میز کار خودش را پر از عکس‌های خانوادگی کرده است

زیرا هم دوست دارد به آنها نگاه کند و هم در نهایت به یاد داشته باشد که برای چه کسانی کار می‌کند. اگر نمی‌توانید دم به دقیقه حساب شبکه اجتماعی خود را چک نکنید، آن را خاموش کنید و برای چند ساعتی به کناری بگذارید، در نتیجه دیگر لازم نیست آنقدر برای نه گفتن قوی باشید. نعمت‌ها و موهبت‌های زندگی خود را برشمارید.هر شب پیش از خواب برای لحظاتی، نگرانی از نداشته‌های خود و داشته‌های دیگران را کنار بگذارید.به داشته‌های خود فکر کنید. شما خیلی چیزها دارید که به خاطر آن باید شکرگزار باشید. احساس خوبی به شما دست می‌دهد، اینطور نیست؟داشتن احساس خوب از خود، بهترین راه برای شارژ مجدد باتری ذهن است.

[ad_2]

درآمد ۲۰ میلیون تومانی با چرخ دستی چغاله

[ad_1]

خبرگزاری مهر: خاصیت زمان، تغییر است. تغییری که وقتی اتفاق می‌افتد دنیا را به مرور عوض می‌کند و به آن رنگ تازه ای می‌بخشد طوری که دیگر هیچ چیز در زندگی شبیه به قبل نیست. از شکل و شمایل آدم ها و لباس پوشیدن هایشان گرفته تا معماری خانه ها و آداب معاشرتشان با یکدیگر. اما همیشه بین همه تحولات می‌شود آدم‌ها و پدیده‌هایی را پیدا کرد که گرد تغییرِ زمان رویشان اثری ندارد. انگار که از ماشین زمان جامانده و نسبت به هر تغییر و نو شدنی بی تفاوت باشند و بخواهند با همان شکل و ظاهر همیشگی شان به بودن، ادامه دهند. از توپ‌های پلاستیکی راه راه قرمز پسر بچه های کوچه گرفته تا وانتی های بلندگو به دستی که از ازل انگار خریدار ضایعات آهن و آلومینیوم و چدن بوده اند.

درآمد ۲۰ میلیون تومانی با چرخ دستی چغاله (فوری)

چرخ دستی‌های گوشه خیابان و سر چهارراه‌ها یکی از همین‌ها هستند. یکی از جاماندگانی که با گذر سال‌های دور و دراز همچنان با همان کاربرد و کاربری سابقشان مشغول‌اند و می‌شود حضور و نمود چهار فصل را به فراخورد تغییر آب و هوا در آنها دید. چرخ دستی های کوچکی که فروش زمستانه‌اش با لبو و باقالی گرم می‌شود و بازار نوبرانه شان در بهار با گوجه سبز و چغاله بادام رونق می‌گیرد. نوبرهایی که در بدو ورود پیش از اینکه دیدن خودشان ما را به وجد بیاورد قیمت‌های عجیب وغریبشان شگفت زده‌مان می‌کند. موضوعی که در آمد فصلی و ماهانه آنها باعث شد تا در قالب یک مشتری سر صحبت را با یکی از صاحبان همین چرخ دستی های پای ثابت خیابانهای پایتخت باز کنیم و او برایمان از ساعت کاری، در آمد و حتی شعبه‌های چرخ دستی‌های دیگرش در سطح شهر برایمان بگوید.

کار با چرخ دستی شغل آبا و اجدادمان است

دیدن چرخ دستی های کوچک، با رو اندازهای پلاستیکی قرمز رنگ و چراغ های زنبوری رویشان از المان های پای ثابت وخاطره انگیز زندگی شهری است که هنوز که هنوز است زور مدرنیته به حذف کردن آنها نرسیده است. برای همین هم تک و توک می‌شود هر کدامشان را در محله‌ها و چهارراه‌های مختلف دید. کسب و کارهای کوچکی که شمایل جمع و جور و نقلی‌شان انقدر برایمان هوس انگیز هست که هر کدام برای خرید کردن سر وقتشان برویم یا بسته به باری که دارند از خوراکی هایشان چشیده باشیم. خوراکی هایی که به محض شروع سال نو می‌شود، بار گوجه سبز و چغاله بادام هایشان را لا به لای شلوغی‌های خیابان پیدا کرد. محمد یکی از همین فروشنده هاست. سن و سالش به ۳۵نمی‌رسد. از وقتی خودش را شناخته کار اصلی اش همین بوده. وقتی سر صحبت را با او باز می‌کنیم تا از کسب و کار این روزها بگوید این شغل را شغل آبا و اجدادش معرفی می‌کند. «من از همان اول کارم همین بوده که با چرخ دستی چغاله و لبو باقالی فروخته ام. یک جورایی این کاسبی پدری‌مان به حساب می‌آید چون هم پدرم و هم پدربزرگم کارشان در تهران همین بوده که فصلی با چرخ دستی یک چیزی می‌فروخته‌اند.»

چرخ دستی‌ها هم شعبه دارند

اگر مجلات و کتاب‌های وموفقیت را ورق بزنید حتما با جمله‌هایی از این دست رو به رو خواهید شد که انسان‌های موفق بر خلاف طرز فکر عموم در مسیر زندگی‌شان بیشتر اوقات آن راهی را انتخاب می‌کنند که اکثریت از رفتن آن صرف نظر کرده‌اند. برای همین شاید در نگاه اول اگر به شغل محمد نگاه کنید کمتر کسی این کار را برای امرار معاش انتخاب می‌کند؛ ولی همین که سر صحبتمان را با او درباره رونق کار باز می‌کنیم او برایمان حرف‌های جالبی می زند. حرف‌هایی که شاید اصلا شبیه تصورات قبلی‌مان از این کار نیست. تا جایی که رفته رفته ازصحبت‌هایش می‌فهمیم که او علاوه بر چرخ دستی خودش، چند شعبه دیگر در خیابان‌های کناری دارد. «از اوضاع و احوال بقیه چرخ دارهای شهر چندان خبری ندارم؛ ولی من از همان اول در محدوده شمال تهران و این محله‌ها کار کرده‌ام. انقدر که بقیه چرخ دارها این محدوده زیر دست خودم کار می‌کنند و اگر کس دیگری هم بخواهد اینجا کار کند به این راحتی‌ها نمی تواند.»

بالاشهری‌ها خوب خرید می‌کنند

از حرف‌های محمد می‌شود فهمید که اوضاع مالی رو به راهی دارد. آن هم با قیمت های نجومی نوبرانه های اول سال، که زیادی مبلغش انقدر به چشم آمد تا دستمایه شوخی کاربران فضای مجازی هم شد و عده‌ای خسارت تصادف با یک چرخ دستی چغاله را برابر تصادف با ماشین های گران قیمت شمال شهر می‌دانستند. تا جایی که وقتی گپ و گفتمان جلوتر می‌رود او درباره اوضاع درآمدهایش این طور می‌گوید:« قیمت چیزی که از چغاله، گوجه سبز و چیزهای دیگر می‌فروشیم بسته به سال و ماه متغیر است. مثلا بار چغاله اول بهار که می‌آید قیمتش بالاست. من خودم امسال از نیم کیلویی ۵۰ هزار تومان شروع کرده‌ام و الان به ۱۵هزار تومان رسیده‌ام. ازطرف دیگر این محدوده چون بالای شهر حساب می‌شود هر قدر هم که گران باشد باز این طور نیست که کسب و کار آدم به طور کل تعطیل شود.»

با شهرداری کنار آمده‌ایم

محمد بچه تهران نیست؛ برای همین هم ترجیح می‌دهد به جای پایتخت سرمایه‌اش را در شهر خودش خرج کند. تا جایی که می‌گوید او در این مدت با پول کسب و کارش در مشهد باغات و زمین خریداری کرده و فعلا با خانواده‌اش در تهران اجاره نشین است.«من علاوه بر خودم چند چرخ دستی دیگر هم دارم که بقیه پای آن کار می‌کنند که من ماهانه به هرکدامشان چیزی حدود ۱میلیون و نیم حقوق می‌دهم و در کنارش به طور میانگین اگر اوضاع درآمدی خوبی داشته باشم برجی حدود ۲۰ میلیون درآمد دارم.» بیشترمان به محض دیدن دست فروش‌ها و چرخ دستی‌ها یکی از اولین چیزهایی که به ذهنمان می‌رسد موضوع شهرداری و ماموران سد معبر است. معضلی که گویا محمد آن را هم حل کرده است.« راستش را بخواهید سر این قضیه با شهرداری کنار آمده‌ایم. طبق قرار هر ماه حدود ۲۰۰ هزار تومان چیزی شبیه مالیات برای چرخ دستی‌هایمان به آنها پرداخت می‌کنیم.»‌

[ad_2]

عبدل‌آباد؛ شعبه ارزان‌سرای داکا

[ad_1]

روزنامه ایران: دو گونی پلاستیکی مشکی بزرگ را دوسوی بدنش روی زمین گذاشته و دست راست را به کمر زده و یکوری ایستاده است. مرد، یک چهارپایه کوتاه تعارفش می‌کند. زن بی‌آنکه پاسخی به تعارف داده باشد، می‌نشیند. چشم‌هایش بی‌حالت و صورتش زیادی سفید است. حدوداً ۶۰ ساله به نظر می‌رسد. یکی از پاها را از دمپایی رویه گشاد درمی‌آورد و روی آن یکی می‌گذارد و با دست قوزکش را می‌مالد و در همان‌حال مشغول گفت‌و‌گو با مرد می‌شود. پشت سرش نمونه لباس‌ها با فاصله کم از هم روی دیوار آویزان است. بازار «داکا» در یک بعد از ظهر ابری بهاری، حال و هوای خوبی برای خرید دارد. هوا خنکای مطبوعی دارد و باد ملایم، دانه‌های ریز عرق را که به خاطر راه رفتن طولانی بر پیشانی خریداران نشسته، خشک می‌کند.

عبدل‌آباد؛ شعبه ارزان‌سرای داکا (فوری)

اینجا می‌تواند بازار «بانکوک» هم باشد؛ خیس و نم گرفته، پر از رنگ و صدا. فروشنده‌ها بیرون مغازه‌ها ایستاده‌اند و عابران را دعوت به خرید می‌کنند. مهم نیست به چه زبانی صحبت کنی. زبان مشترک فروشنده و خریدار، لبخند است و قیمت. اینجا می‌تواند بازار «کراچی» باشد. گرم و کلافه‌کننده. عدل‌های لباس روی هم چیده شده. ترکیب بوی پارچه و ادویه. اینجا می‌تواند هم داکای بنگلادش باشد هم بانکوک تایلند و هم کراچی پاکستان؛ بازار عبدل‌آباد تهران، راسته عمده فرو‌ش‌های لباس، هر تکه از بازار هر کدام از این شهرها را دارد. نه به آن شلوغی و نه به آن هیاهو اما با همان جنس‌ها؛ لباس‌های پنبه‌ای و جین و کتان.

اجناس را مستقیم از بنگلادش و تایلند و پاکستان می‌آورند. بیشترش از بنگلادش، در گونی‌های بزرگ. قیمت‌ها کف بازار، ارزان‌تر از این نمی‌شود. برای همین هم هست که خیلی‌ها جای آنکه راه داکا یا بانکوک و پکن را پیش بگیرند، می‌روند سراغ عمده فروش‌های عبدل آباد که روی شیشه مغازه‌هایشان کاغذهایی چسبانده‌اند حاوی این پیام‌ها:«ارزان‌تر از همه‌جا»، «کلی و جزئی» «ارزان می‌فروشیم»، «حراج واقعی»، «سایز بزرگ»، «بورس جین و کتان» و…

زن، همان که خستگی امانش را بریده از آمل آمده. ماهی دوبار برای خرید می‌آید. صبح زود راه می‌افتد و شب برمی‌گردد. جنس‌ها را در خانه می‌فروشد، با سود کم. امور خانه را از همین راه می‌چرخاند چون بین چک و چانه زدن‌هایش به فروشنده می‌گوید: «من که حقوق بازنشستگی ندارم، همه‌اش همین است.»

خیلی‌های دیگر مثل او هستند. آن‌طور که چندتا از فروشنده‌ها می‌گویند، تعداد مشتریان زن زیاد است. خرید می‌کنند و جنس‌ها را در تلگرام و اینستاگرام می‌فروشند. مقداری سرمایه می‌خواهد و تلاش برای فروش. خیلی‌ها هستند؛ دخترهایی که لیسانس گرفته‌اند و کاری پیدا نکرده‌اند، زن‌های سرپرست خانوار.

«اگر خیال دارید کاری شروع کنید، این خوب است. اینجا عمده می‌خرید و با ۱۰، ۲۰ هزار تومان سود می‌فروشید. حتی بیشتر هم می‌شود کشید رویش اما اگر بخواهید زود به پولتان برسید، رمزش سود پایین است.» این، توصیه یکی از مغازه‌دارهاست که خیال می‌کند برای شروع کسب و کاری تازه سراغش آمده‌ام. اینجور موارد البته به چشمش آشناست. زنانی که هر روز توی راسته پرسه می‌زنند و قیمت می‌گیرند و حساب کتاب می‌کنند و با خرید کم شروع می‌کنند و اگر کارشان گرفت، ادامه می‌دهند. مهشید یکی از آنهاست. در یک مغازه جین فروشی، چشمش چند مدل پیراهن دخترانه کوتاه را گرفته که سرشانه‌هایشان گلدوزی کوچکی دارد. آرام به دوستش می‌گوید: «اینها الان مُد است.» پیراهن‌ها اما یک مشکل دارند؛ سایزشان جور نیست. همگی اس و ایکس اس هستند؛ کوچک و خیلی کوچک. همین دختر را مردد می‌کند وگرنه قیمت واقعاً پایین است، ۲۸ هزار تومان. براحتی می‌شود دو برابر فروخت و تازه در آن صورت هم ارزان محسوب می‌شود.
مهشید وقتی از مغازه بیرون می‌آید، اینجور می‌گوید: «اینجا جنس‌های خوبی پیدا می‌شود اما مشکل همین سایز است. توی تاپ و تیشرت و تریکوها معمولاً سایز بهتر است اما برای جین، خصوصاً شلوار و دامن اینجور نیست. اینها را از ته مانده برندهای آنور می‌خرند خیلی وقت‌ها. سایزهای ناقص شده برای همین اینجوری است. جنسش خوب است اما همین سایز دست آدم را می‌بندد. تا دلتان بخواهد سایز اسمال و ایکس اسمال و از آنور ایکس لارج و دو ایکس و سه ایکس لارج هست، اما سایزهای مدیوم و لارج زیاد نیست.»

در راسته رنگارنگ عمده فروش‌ها که کوچه‌های عمود بر آن هرکدام برای خودش راسته کوچکی است، اجناس بین ۱۰ تا ۵۰ هزار تومان قیمت دارند. به ندرت می‌شود جنسی پیدا کرد که قیمتش بالای ۵۰ هزار تومان باشد. تاپ و تیشرت‌ها بین ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان قیمت دارند. پیراهن‌ها ۲۰ تا ۳۵ تومان هستند و شلوار جین را از ۲۵ تا ۴۰ هزار تومان می‌توان خرید. شومیزها مانتوها هم بسته به جنس و مدلشان بین ۲۵ تا ۵۰ هزار تومان قیمت دارند. مردانه فروشی‌ها سهم کمتری در راسته دارند و آنها هم قیمت‌هایشان تقریباً در همین حدود است. اینجا یک پیراهن اسپرت مردانه را می‌شود بین ۳۵ تا ۴۵ هزار تومان خرید، همان را به قول یکی از فروشنده‌ها، بالای شهر ۱۰۰ هزار تومان می‌فروشند.

«جنس‌هایی که در خیلی از فروشگاه‌های شهر می‌بینید، از همین‌جا می‌آید؛ ارزانسراها و فروشگاه‌های کوچک و بزرگ. جایی بهتر و ارزان‌تر از اینجا نیست. همه جنس‌ها هم صد درصد خارجی است. جنس ایرانی نه این کیفیت پنبه را دارد و نه این تنوع رنگ و مدل. این ارزانتر هم درمی‌آید. بنگلادش، کارگر ارزان است و کیفیت پارچه‌های پنبه‌ای‌شان هم خیلی خوب است. بیشتر برندهای مطرح را هم که ببینید، بنگلادش تولید شده‌اند. اینجا ما از کل ایران مشتری داریم. بیشتر از شمال می‌آیند البته. مشتری از مازندران زیاد داریم. همین مرکز خریدهایی که در فریدونکنار و محمودآباد زده‌اند، خیلی از جنس‌هایشان را از همینجا می‌برند، دستفروش‌ها هم هستند. خیلی‌هایشان از ما جنس می‌برند. خیلی‌ها هم هستند که جنس می‌خرند و توی تلگرام می‌فروشند. ما خودمان هم کانال تلگرامی داریم. خیلی‌ها همینجوری از تلگرام سفارش می‌دهند و دیگر تا اینجا نمی‌آیند. همین امروز که تلگرام مختل بود، کلی کارمان لنگ ماند.»

مغازه‌ها عمدتاً ویترین ندارند. شیشه در و پنجره که چند تکه لباس را با چوب لباسی برای نمونه به آن آویزان کرده‌اند، نقش ویترین را بازی می‌کند. عمده فروش‌ها تک هم می‌فروشند. از هرکدام سؤال کنید، این را می‌گویند. بعضی‌ها حتی پشت شیشه چسبانده‌اند که «تک فروشی هم داریم.» قیمت تک، البته تکه‌ای ۵ تا ۱۵ هزار تومان با عمده تفاوت دارد اما بازهم ارزان و مقرون به صرفه است. برای همین هم مشتریانی نه به قصد خرید عمده و کاسبی که برای خرید شخصی راهی بازار عبدل آباد می‌شوند.

«قبلاً تک فروشی زیاد نداشتیم اما الان وضع بازار خراب است. هم تک فروشی داریم و هم تخفیف می‌دهیم. شب عید باز بد نبود. گل کاسبی‌مان بود اما بعدش دیگر خبری نیست. دلار هم حسابی وضعیت‌مان را به هم ریخته. خیلی‌ها جنس‌شان را خریده‌اند و در انبار نگه داشته‌اند چون نمی‌دانند چه وضعی پیش می‌آید. نمی‌دانند باید قیمت قبلی را بدهند یا جدید. این بازار ظرفیتی دارد. قطعاً اگر با دلار گران بخریم، ناچاریم گرانتر بفروشیم و خیلی مشتری‌هایمان را از دست می‌دهیم آنوقت. دستفروش مگر چقدر می‌تواند جنسش را بالا بدهد؟! یا زن سرپرست خانوار که توی خانه لباس می‌فروشد، چقدر می‌تواند روی جنس بکشد؟»

مرد اینها را می‌گوید و سراغ مشتری‌های تازه می‌رود که زن و شوهری جوان هستند و معلوم است خرید شخصی دارند. زن یک شلوار پارچه‌ای گشاد برمی دارد به قیمت ۳۰ هزار تومان و یک تونیک که ۱۸ هزار تومان قیمت دارد.

باد شدت گرفته و مانکن‌های کنار مغازه‌ها را تکان می‌دهد. ابرهای تیره به چشم برهم زدنی آسمان را می‌پوشانند. کسی به دیگری می‌گوید:«جمع کن رگال‌ها را.» و خودش به کمک او می‌آید و مشغول جمع و جور کردن رگال لباس‌های تک سایز مانده می‌شوند که جایشان توی پیاده رو است. لباس‌ها در باد حالتی رها شده پیدا می‌کنند، تکه‌هایی از داکا، بانکوک و کراچی.

[ad_2]

مدل لباس عروس پوشیده و جدید

[ad_1]


شاید شما هم تا چند وقت دیگر عروسی تان است و به دنبال مدلی زیبا برای خود می گردید. ما کار شما را راحت کرده ایم. در این مطلب جدیدترین و زیباترین مدل های لباس عروس را که برای بهار ۲۰۱۸ طراحی شده اند، آورده ایم تا در صورت علاقه از آنها ایده بگیرید.

[ad_2]

هزینه کلاس کنکور، ۱۰۰ میلیون تومان!

[ad_1]

روزنامه ایران: کمتر از یک ماه و نیم دیگر کنکور سراسری ۹۷ دانشگاه‌ها برگزار می‌شود و نزدیک به ۹۵۰ هزار داوطلب هفته اول تیرماه با هم به رقابت می‌پردازند. این روزها با نزدیک شدن به برگزاری آزمون سراسری دوباره تب کلاس‌های کنکور داغ شده است.

نایب رئیس شورای مؤسسان مراکز آموزشی کشور در این‌باره می‌گوید: «حدود ۱۱ هزار و ۳۰۰ آموزشگاه علمی در سراسر کشور وجود دارد که از این تعداد ۹۱۲ آموزشگاه مجاز و ۹۵۰ آموزشگاه غیرمجاز در تهران است. بنابراین خانواده‌ها فریب آموزشگاه‌های غیرمجاز را نخورند.»

هزینه کلاس کنکور، ۱۰۰ میلیون تومان!

وی در ادامه می‌افزاید: «در حال حاضر ۱۰ تا ۱۵ مؤسسه بزرگ آموزش کنکور در کشور وجود دارد که در بین خانواده‌ها ایجاد التهاب آزمون می‌کنند که اصلی‌ترین کار این مؤسسات القای نیاز دانش‌آموزان به کلاس‌های کنکور و کتاب‌های آموزشی آنهاست. این مؤسسات ادعا می‌کنند با خواندن یک کتاب یا خرید یک دی‌وی‌دی یا شرکت در آزمون‌ها حتما در رشته موردعلاقه‌تان قبول خواهید شد.»

مهلا صالح‌پور ۱۸ ساله داوطلب رشته علوم تجربی است و می‌خواهد در رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شود. خودش روایت عجیب و غریبی از مؤسسات کنکور دارد. او می‌گوید: «سال گذشته بود که برای پیدا کردن مؤسسسه کنکور خوب به چند آموزشگاه رفتم. قیمت‌ها بسیار بالا بود از ۱۰ میلیون تومان شروع می‌شد تا ۱۰۰ میلیون. جالب بود مؤسسه کنکوری را پیدا کرده بودم که بهترین معلم‌های تهران در آنجا کلاس کنکور داشتند و مشاوران می‌گفتند اگر در این مؤسسه ثبت‌نام کنید ما تضمین می‌کنیم که شما در یکی از رشته‌های پزشکی قبول شوید. قیمتی که به پدرم پیشنهاد دادند ۱۰۰ میلیون تومان بود. ما هم این هزینه را نداشتیم البته من دلم می‌خواست دندانپزشکی قبول شوم اما آنها تضمین دندانپزشکی را نمی‌دادند و فقط گفتند یکی از رشته‌های پزشکی می‌توانید قبول شوید.»

او تأکید می‌کند: «مؤسسات معروف هم رقم‌های بالایی می‌گرفتند؛ از ۱۰ میلیون تومان شروع می‌شد تا ۳۰ میلیون تومان. در نهایت با ۸ میلیون تومان در مؤسسه کنکوری ثبت‌نام کردم که فقط آزمون‌هایش را شرکت می‌کنم و کتاب‌های کمک آموزشی را هم خودم خریدم.»

فاطمه رضایی هم دانش‌آموز دوره پیش‌دانشگاهی علوم انسانی است. او نیز در آزمون‌های یکی از مؤسسات آموزشی کنکور ثبت‌نام کرده است و در این‌باره می‌گوید‌: «حدود ۱۰ میلیون تومان تاکنون هزینه آزمون‌ها و کتاب‌های آموزشی یکی از مؤسسات کنکور و کلاس‌های خصوصی مدرسه‌ام شده است. امیدوارم بتوانم حقوق دانشگاه تهران قبول شوم. البته رقابت بسیار بالاست و این را مشاوران مؤسسه آموزشی به من گفتند.»

وی درپاسخ به اینکه هزینه‌ای که او برای کلاس کنکور در رشته علوم انسانی داده است گران نیست؟ می‌افزاید: «مؤسسه‌ای که ثبت‌نام کردم نسبت به دیگر مؤسسه‌ها خیلی خوب می‌گرفت. برخی مؤسسه‌ها ۱۰ تا ۲۰ میلیون می‌گرفتند البته چون مدرسه‌های غیردولتی که برای دوره پیش‌دانشگاهی برنامه‌های ویژه‌ای را در قالب کلاس‌های فوق برنامه دارند خیلی به معلم خصوصی آموزشگاه نیازی نداشتم.»

۹۵۰ آموزشگاه غیرمجاز در تهران

با این همه قدرت‌الله علیزاده نایب رئیس شورای مؤسسان مراکز آموزشی کشور به خانواده‌ها در خصوص آموزشگاه‌های غیرمجاز هشدار می‌دهد و می‌گوید: «حدود ۱۱ هزار و ۳۰۰ آموزشگاه علمی در سراسر کشور داریم البته در تهران ۹۱۲ آموزشگاه مجاز و ۹۵۰ آموزشگاه غیرمجاز است.»

نایب رئیس شورای مؤسسان مراکز آموزشی کشور در برنامه تلویزیونی پرسشگر با موضوع «چالش‌های آموزشگاه‌های آزاد، علمی و کنکور» اظهار می‌دارد: «آمارها نشان می‌دهد نزدیک به ۳۰۰ هزار شغل از محل آموزشگاه‌ها ایجاد شده است. تعداد زیادی از این مراکز، آموزشگاه‌هایی هستند که معلمان صاحب تجربه در آموزش و پرورش وارد آن شده و سرمایه‌گذاری کرده‌اند و انگیزه‌شان کمک به بخش آموزش است و سودجویی نیست.»

وی با بیان اینکه نواقصی در آموزش رسمی وجود دارد که آموزشگاه‌های رسمی آن را جبران می‌کنند، افزود: «شاید ۱۰ مؤسسه هستند که در بین خانواده‌ها ایجاد التهاب آزمون و کنکور می‌کنند و نمی‌توان ۱۱ هزار مؤسسه دیگر را به‌دلیل جوی که آن ۱۵ مؤسسه ایجاد کرده‌اند، قربانی کنیم.»

جذب ۸۰ درصد از دواطلبان کنکور

علیزاده با اشاره به اینکه ۸۰ درصد از داوطلبان آزمون سراسری در مؤسسات آموزشی کنکور ثبت‌نام می‌کنند، می‌گوید: «بسیاری از خانواده‌ها با کلاس‌های کنکور از طریق تبلیغات صداوسیما آشنا می‌شوند و همین تبلیغات موجب شده تا همه دانش‌آموزان علاقه‌مند به رفتن کلاس‌های کنکور باشند. البته تحقیقات ما نشان می‌دهد که این مؤسسات تأثیر چندانی در قبولی دانش‌آموزان ندارد و این تلاش خود داوطلب است که می‌تواند تأثیر‌گذار باشد.»

وی تأکید می‌کند: «آمار دقیقی درباره گردش مالی آموزشگاه‌های کنکور وجود ندارد چرا که آنها بنابر دلایلی تمایلی ندارند تا گردش مالی خود را اعلام کنند اما فکر می‌کنم بیش از ۸ هزار میلیارد تومان گردش مالی این آموزشگاه‌ها باشد.»

علیزاده با اشاره به اینکه آموزشگاه‌های کنکور هزینه‌های بسیاری از خانواده‌ها می‌گیرند، اظهار می‌کند: «برخی از مؤسسات تا رقم ۱۰۰ میلیون تومان هم می‌گیرند و حتی برخی از معلم‌های خصوصی آنها ساعتی ۷۰۰ هزار تومان از خانواده دانش‌آموزان دریافت می‌کنند.»

علیزاده به مشکلات آموزشگاه‌های آزاد اشاره کرد و گفت: «مشکل اساسی ما مراکز غیرمجاز است که مجوز از هیچ نهادی ندارند یا از نهادهای دیگری چون شهرداری، جهاد دانشگاهی، وزارت ارشاد و … مجوز فعالیت فرهنگی دریافت می‌کنند. از سوی دیگر همین کانون‌های زبان مجوزدار از آموزش و پرورش هم با ما رقابت می‌کنند.»

نقش برخی مؤسسات کنکور در جهت‌دهی به برنامه‌های آموزش و پرورش

مدیرکل مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به نحوه نظارت بر آموزشگاه‌های آزاد علمی گفت: «اقدامات زیرساختی قوی نظارتی در دست انجام است و سامانه‌ای قوی راه‌اندازی شده است. اکثر مراکز ما مشکلی در خصوص شهریه ندارند و طبق تعرفه‌های دولتی فعالیت می‌کنند و شهریه‌های نامتعارف عمدتاً به آموزشگاه‌های غیرمجاز مربوط است.»

مجید تهرانیان با اشاره به چالش‌های آموزشگاه‌های آزاد علمی در کشور اظهار کرد: «آموزش جزو تکالیف دولت است اما آموزش غیررسمی و تکمیلی در عین اینکه مورد نیاز مردم است، جزو تکالیف دولت نیست. در اینجا قانونگذار امکان ارائه آموزش‌های غیررسمی را از طریق مشارکت‌های مردمی و بخش خصوصی فراهم کرده است.»

مدیرکل مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه در راستای رفع تبعات زیانبار فعالیت این مؤسسات، وزارت آموزش و پرورش در سال گذشته آزمون‌های ورودی مدارس خاص را در دوره ابتدایی حذف و استفاده از کتب کمک آموزشی را در دبستان‌ها ممنوع کرد، گفت: «اگر در مجلس، دولت و سایر بسترها از این تصمیم حمایت شود می‌توانیم قول بدهیم بسیاری از این نگرانی‌ها طی چندسال آینده برطرف شود.»

تهرانیان ادامه داد: «از سوی والدین هم نگرانی داریم زیرا در بسیاری مواقع به این مؤسسات سودجو کمک می‌کنند و از مدیران مدارس می‌پرسند چه آزمونی طی سال برگزار می‌کنند. در واقع برخی والدین خودشان طالب برگزاری آزمون و کتب کمک آموزشی هستند. به همین علت نیازمند فرهنگ‌سازی قوی در این زمینه هستیم. دولت با حذف آزمون‌ها وارد این مسیر شده است و البته برنامه‌های اصلاحی ادامه دارد و سال آینده نیز یک ساماندهی در کتب کمک آموزشی مقطع متوسطه داریم و استانداردهایی برای کتبی که می‌خواهد وارد مدارس شود از سوی سازمان پژوهش لحاظ خواهد شد.»

[ad_2]

زنان، سفیران صلح جهانی

[ad_1]

زنان نقش کلیدی در ایجاد صلح و امنیت بازی می‌کنند

روزنامه شهروند – نفیسه حقیقت‌جوان: «وینی بایانیما»، مدیر اجرایی کنفدراسیون بین‌المللی آکسفام در یکی از سخنرانی‌های رسمی خود در‌ سال ٢٠١٥ با تاکید بر این حقیقت که جایگاه زنان در کنترل و ایجاد امنیت در کشورهایی چون لیبریا، اوگاندا، افغانستان، میانمار، سودان‌جنوبی و یمن انکارناپذیر است، گفت: «قاطعانه می‌گویم زنان در سراسر دنیا نقش کلیدی را در ایجاد صلح و امنیت بازی می‌کنند.»

زنان، سفیران صلح جهانی

زمانی که در اوگاندا بودم این حقیقت را به چشم خود دیدم. زنان عادی، زنان فعال بخش خدمات اجتماعی، زنان سیاستمدار و حتی زنانی که عضو پیشین مجلس اوگاندا بودند؛ همه و همه برای برقراری آرامش و صلح تلاش می‌کردند. اگرچه تنها حدود ٣٤‌درصد از کرسی‌های مجلس اوگاندا در اختیار زنان این سرزمین است، اما ورود جدی آنان به عرصه سیاسی اوگاندا به طرز چشمگیری موجب شده تا آهنگ تخاصمات و نزاع‌های قومی و قبیله‌ای در این کشور کندتر شود!»

به نظر می‌رسد یکی از عمده‌ترین دلایل تلاش جامعه جهانی برای کمک و حمایت از زنان به دستیابی فرصت‌های برابر به‌ویژه در عرصه‌های سیاسی، ریشه در این باور دارد که آنها نسبت به مردان از پتانسیل‌های بیشتری برای برقراری صلح و آرامش در دنیا برخوردارند. بایانیما معتقد است درک و پذیرفتن این حقیقت که زنان به شکل رسمی و غیررسمی می‌توانند آثار مخرب جنگ، تخاصم و آزار را در سراسر جهان کاهش دهند، برای پیشبرد مذاکرات صلح و برقراری آرامش آن هم در ابعاد جهانی بسیار مهم و اثرگذار است. با این وجود، متاسفانه در کشورهایی چون روآندا، اوگاندا یا افغانستان چنین نقش تأثیرگذاری نادیده گرفته می‌شود.

آمارها نشان می‌دهد از ‌سال ١٩٩٢ تا ٢٠١١ میلادی کمتر از ٤درصد امضاکنندگان توافق‌نامه‌های صلح زنان بوده‌اند، همچنین کمتر از ٤‌درصد شرکت‌کنندگان مذاکرات صلح را زنان تشکیل داده‌اند و کمتر از ١٠‌درصد مذاکره‌کنندگان صلح، زنان بوده‌اند. در ماموریت‌های صلح‌بانی و سرویس‌های امنیتی داخلی مناطق دارای درگیری و نزاع در سراسر دنیا نیز به زنان فرصت مشارکت کمتری داده شده ‌است، درحالی‌که براساس چشم‌اندازهای قطعنامه ١٣٢٥ شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر «زنان، صلح و امنیت» (٢٠٠٠) صلح پایدار بدون مشارکت زنان و دختران و گنجاندن چشم‌اندازهای جنسیتی در فرآیندهای رسمی و غیررسمی صلح، به‌هیچ‌وجه محقق نخواهد شد.

نگاه زنانه

خصوصیات زنانه همچون تمایل برای برخورداری از امکان رهبری جمعی، داشتن ديدگاه‌های کلان‌ نسبت به موضوعات مرتبط با اطفال، زنان و جامعه، سلسله مراتبي عمل نکردن برای ريشه‌يابي منازعات، داشتن نگرانی‌های عمیق نسبت به امنيت غذايي، آب و آوارگان در کنار ارایه راهبردهايی که معمولا مسائل زيستي، مراقبت‌هاي بهداشتي، آموزشي، عدالت و امنيت انسان را موردتوجه قرار مي‌دهند از مواردی به شمار می‌آیند که تقویت حضور زنان را در مذاکرات صلح ضروری می‌کند. دستاوردهای عمليات‌هاي صلح سازمان ملل به‌ویژه در مورد بوسني و هرزگوین، کامبوج، السالوادور، ناميبيا و آفريقاي‌جنوبي گویای این واقعیت است که روحيه‌ تعاون، مشورت و رابطه‌ متقابل زنان ازجمله عوامل موفقيت آنان برای ايجاد صلح پایدار است.

قدرت برابر؛ صلح پایدار

تشکیلات «کمک زنان به زنان» سوئد پس از انجام بازدیدهای مکرر از منطقه قره‌باغ، لیبریا، کنگو، عراق و بوسنی در گزارشی به نام «قدرت برابر؛ صلح پایدار» تاکید کرد که برخلاف انتظار، زنانی که در سطح محلی تلاش‌های چشمگیری برای برقراری صلح می‌کنند به دلیل وجود قوانین دست‌وپاگیر و سنت‌های حاکم بر فرهنگ عامه اجازه ندارند در مذاکرات صلح شرکت کنند. اما از همه اینها بدتر استفاده از شایعه برای جلوگیری از مشارکت تأثیرگذار زنان در فعالیت‌های منجر به صلح است. در بسیاری از این مناطق گروه‌هایی وجود دارند که با اعمال خشونت جنسی و پخش شایعات و اتهامات نادرستی همچون خودفروشی یا داشتن رابطه نامشروع وجهه اجتماعی زنان را تخریب کرده و مانع از حضور فعال آنها در مذاکرات صلح می‌شوند.

لیبریا، الگوی مشارکت جدی

«الن جانسون سیرلیاف٣» -نخستین زن رئیس‌جمهوری تاریخ سیاسی آفریقا- و «لیما گبووی» دو زن برنده جایزه صلح نوبل (٢٠١١) به‌عنوان نماد مبارزه و تلاش برای ورود زنان لیبریا به مذاکرات صلح و روند سیاسی پس از آن نقش مهم و تاریخی بازی کرده‌اند.

لیبریا از ‌سال ١٩٨٩ با چالش کنترل و درگیری‌های نژادی، قومی و مذهبی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کرد. در جریان این درگیری‌ها بیشترین آسیب‌ها جامعه زنان را هدف گرفته بود. تعداد بی‌شماری از زنان و دختران از سوی جنگجویان مسلح ربوده ‌شده، وادار به کار اجباری و ازدواج با آنها ‌شدند یا مورد آزار جنسی و تجاوز قرار گرفتند. همین مسائل سبب شد تا گروهی از زنان لیبریایی در ‌سال ٢٠٠٣ دست به مبارزه بدون خشونت برای دستیابی به صلح پایدار به رهبری لیما گبووی بزنند. گبووی و دوستانش زنان مسلمان و مسیحی بومی و نخبه را از سراسر لیبریا با هم متحد کردند و کنش توده‌ای «زنان لیبریا برای صلح» را به وجود آوردند. با این وجود، تهدید‌های بی‌شمار، قیدوبندهای شدید سیاسی و فرهنگی اجازه حضور فعال آنها را برای پایان دادن به درگیری‌ها نمی‌داد، ولی زنان کنش توده‌ای دست از تلاش برای برقراری صلح برنداشتند و راه‌هایی را برای ادامه اعتراضات مسالمت‌آمیز خود پیدا کردند. آنها مدام خود را خواهر، مادر و همسر جنگجویان می‌نامیدند و با تاکید بر این نقش‌های کلیشه‌ای مسالمت‌آمیز و غیرتهدیدآمیز موفق شدند تا حدودی، به جنگجویان و مقامات دولتی دسترسی پیدا کنند و سرانجام پس از راهی طولانی و پرفرازونشیب به درگیری‌های این کشور پایان دهند.

دستاورد زنان لیبریایی الگوی اثرگذاری برای سایر کشورهای آفریقایی شد، به‌طوری که زنان در سیرالئون، ساحل‌عاج و… شیوه مبارزه بدون خشونت را فراگرفتند و دست به اعتراضات مسالمت‌آمیز زدند تا به بن‌بست سیاسی و وضع بد امنیتی در کشورشان پایان داده و سبب برقراری صلح و مخالفت با خشونت‌های جنسی و جنسیتی شوند.

گبووی، در سخنرانی مراسم اهدای جایزه نوبل گفت: «ما زمانی توانستیم موفق شویم که کسی فکرش را نمی‌کرد. ما وجدان کسانی بودیم که وجدان‌های خود را در مسابقه برای قدرت و مناصب سیاسی باخته بودند. همزمان که دستاوردهای خود را جشن می‌گیریم، بگذارید به خودمان یادآوری کنیم که هنوز با پیروزی فاصله داریم. تا دنیای‌مان سالم و متوازن نشده، نباید از پای بنشینیم، دنیایی که در آن، مردان و زنان برابر و آزاد فرض شوند.»

از شرق تا غرب

تاریخ درگیری‌ها و جریان‌های سیاسی مبین این حقیقت است که زنان نقش موثری را در ایجاد گفت‌وگو و تعامل بین گروه‌های درگیر جنگ بازی کرده‌‌اند.

حزب صلح زنان، انجمن مادران مفقود‌الاثر گواتمالا، ائتلاف مادران شوروی، گروه مادران سریلانکا، زنان جنبش هيندوتا، گروه خواهران مسلمان مصر، جنبش توربان ترکیه، گروه زنان صلح‌جوی افغانی، نپالی، فيليپيني، ايرلندشمالي و آفريقايي به‌ویژه در روآندا و مذاکرات صلح کلمبیا نمونه‌هایی از تلاش‌های اثرگذار زنان برای مبارزه با اعمال خشونت و جنگ و برقراری صلح پایدار است.

کاره آس (Kåre Aas)، سفیر نروژ در آمریکا‌ سال گذشته در سخنرانی‌ای که در روز جهانی زن (٨ مارس) در موسسه مطالعاتی جان‌‌هاپکینز داشت، با تاکید بر این مطلب که اغلب تحقیقات و بررسی‌ها تایید می‌کنند زنان نقش تأثیرگذار و غیرقابل انکاری در پیشرفت مذاکرات و روند صلح دارند، گفت: «نروژ در مذاکرات صلح بیش از ٢٠ کشور جهان ازجمله فیلیپین، نپال، افغانستان و سریلانکا حضور جدی داشته است و در تمام این موارد دولتمردان بر لزوم حضور و شنیدن دیدگاه‌های زنان برای پایان دادن به درگیری‌ها و اختلافات تاکید داشتند. این اتفاق نشان‌دهنده ارتقای سطح آگاهی در مورد دیدگاه‌های جنسیتی و نقش کلیدی و حقانیت زنان برای پایان دادن به درگیری‌هاست.»
نقش زنان در پایان ٥٠‌سال درگیری و امضای معاهده صلح دولت کلمبیا و شورشیان فارک را هیچ‌گاه نباید از یاد برد. زنان کلمبیایی زیادی برای رسیدن به این صلح مشارکت داشتند و حضورشان گفت‌وگوهای دولت و شورشیان را تحت‌تأثیر قرار داده است.

پایان یک دهه درگیری بین دولت و جبهه آزادی اسلامی مورو در فیلیپین نیز مدیون گفت‌وگوهای صلحی است که بیش از یک‌سوم مذاکره‌کنندگانش را زنان تشکیل می‌دادند. عددی که به‌مراتب بالاتر از عرف مذاکرات رسمی صلح است!

در بروندی هم وقتی تنش‌ها صلح شکننده را تهدید می‌کرد، زنان با تشکیل شبکه زنان میانجی برای سرکوب یا کاهش مناقشات محلی بی‌شمار در سراسر کشور، مانع از فروپاشی امنیت نسبی و بروز جنگ شدند. آنان در ١٢٩ شهرداری در سراسر کشور علاوه‌بر میانجیگری خواستار استفاده از اطلاعات قابل بازبینی به‌منظور پیشگیری از گسترش وحشت فراگیر بین نیروهای امنیتی و معترضان شدند، پیشنهاد آزادی تظاهرات‌کنندگان و زندانیان سیاسی را مطرح کردند، گفت‌وگوهای صلح‌آمیز مبتنی‌بر عدم‌خشونت را بین جوامع تقسیم‌شده ترویج دادند، با شایعه و ترس‌های اغراق‌آمیز مقابله کردند و به این ترتیب به حدود ٣‌هزار درگیری در سطح محلی رسیدگی کردند.

مطالعه جامع پانزدهمین سالگرد قطعنامه ١٣٢٥ شورای امنیت که نقش برابری جنسیتی و رهبری زنان در صلح و امنیت جهانی را به رسمیت شناخت، نشان می‌‌دهد برابری جنسیتی سبب بهبود کمک‌های بشردوستانه می‌شود، تلاش‌های محافظتی حافظان ‌صلح را تقویت می‌کند، نقش موثری در نتیجه‌گیری گفت‌وگوهای صلح و پایداری موافقت‌نامه‌های صلح دارد و بهبود شرایط اقتصادی پس از درگیری‌ها را سرعت می‌بخشد. این تحقیق نشان می‌دهد گفت‌وگوهای صلح متأثر از حضور زنان، بیشتر به توافق منتهی می‌شود و ماندگارتر است، به‌طوری که شانس ماندگاری توافق‌نامه‌ها از ١٥ سال، ٣٥‌درصد افزایش یافته است.

این نتایج نشان می‌دهد دولتمردان علاوه‌بر تحقق اهداف جامعه مدنی باید به زنان فرصت دهند تا بیشتر از قبل پای میز گفت‌وگوها به‌ویژه مذاکرات صلح بیایند، به‌ویژه آن‌که زمانی که نمایندگان جامعه مدنی در توافق‌نامه‌های صلح مشارکت دارند، شانس موفقیت و پایداری بیشتر تا ٦٤‌درصد افزایش می‌یابد.

[ad_2]

روش‌هایی برای شستن لباس‌ها با سرکه

[ad_1]

وب سایت بدونیم: این مایع همه کاره را در شستشوی لباس ها استفاده کنید تا هم لباس های روشن و بدون بو داشته باشید و هم از شر لکه های روی لباس خلاص شوید. سرکه سفید به عنوان یکی از ضروری ترین لوازم خانه یک تمیزکننده طبیعی و بی ضرر است که به لباس ها هیچ آسیبی نمی رساند و برای شستشوی لباس های بچه نیز مناسب است. در این جا با روش های استفاده از سرکه در شستشوی لباس ها آشنا شوید.

10 روش برای شستن لباس ها با سرکه

روشن کردن لباس ها

اگر می خواهید هنگام شستشوی لباس ها از سفید کننده استفاده کنید قبل از شستشو به لباس ½ پیمانه سرکه بزنید. با این کار نه به رنگ لباس ها آسیبی می رسد و نه اثر پودر لباس شویی روی لباس ها می ماند.

استفاده از سرکه به عنوان نرم کننده

به جای استفاده از نرم کننده های گران قیمت از سرکه سفید استفاده کنید. سرکه سفید پارچه ها را نرم می کند و هیچ موادی روی لباس باقی نمی گذارد.

از بین برنده اصطکاکه

در آخرین مرحله شستشوی لباس ها ½ پیمانه سرکه اضافه کنید تا اصطکاک لباس ها کاملا از بین برود.

از بین بردن لکه های صابون و پودر لباسشویی

اسید استیک موجود در سرکه تمام لکه های پودر لباسشویی را از روی لباس از بین می برد. برای این کار در مرحله آبکشی ۱ پیمانه سرکه سفید استفاده کنید.

پاک کردن پرز و مو

اگر در مرحله آبکشی ½ پیمانه سرکه استفاده کنید دیگر مو و پرز به لباس نمی چسبد.

سفید کننده

در آخرین مرحله آبکشی لباس ها ½ پیمانه سرکه استفاده کنید تا لباس ها سفید شوند و لکه های زرد روی لباس ها از بین برود.

تمیز کردن لکه ها

روی لکه با آبپاش مقداری سرکه بپاشید و بگذارید ۱۰ دقیقه روی لباس بماند. سپس با برس نرم روی آن بمالید و لباس را بشوئید. برای از بین بردن لکه های اسپری زیربغل و مام لیف را به سرکه آغشته کنید و به آرامی روی لکه بمالید.

از بین بردن بوی بد لباس

برای این کار ۱ پیمانه سرکه سفید به آخرین مرحله آبکشی لباس بزنید.

ثابت نگه داشتن رنگ لباس

برای ثابت نگه داشتن رنگ لباس ها قبل از شستشو به مدت ۲۰ دقیقه لباس ها را در محلول آب و سرکه به نسبت مساوی بریزید.

تمیز کردن ماشین لباسشویی

ماهی یک بار داخل ماشین لباسشویی سرکه بریزید و روشن کنید تا شوینده های باقیمانده در داخل ماشین کاملا تمیز شود.

[ad_2]

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟

[ad_1]

برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: مهم نیست که سایت ها یا طراحان مد و فشن چه می گویند، آنچه شما برای پوشش خود انتخاب می کنید، باید با سلیقه تان جور باشد. هر فردی سبک لباس پوشیدن خاص خود را دارد. به عنوان مثال برخی ها تیپ کلاسیک را می پسندند، در حالی که برخی دیگر اسپورت را ترجیح می دهند. در واقع، هیچ چیز خوب یا بدی در دنیای مد وجود ندارد و این شمایید که باید با توجه به فرم بدن و علاقمندی هایتان استایل خاص خود را انتخاب کنید. برای این منظور، ما نکاتی را برایتان آورده ایم تا با دنبال کردن آنها، راحت تر به سبک شخصی لباس پوشیدن تان برسید.

۱٫ چه چیزی شما را شاد می کند؟

آیا می دانید که چه تیپی شما را شاد می کند؟ وقتی داخل فروشگاهی می شوید، چه چیزی اول از همه توجه تان را به خود جلب می کند؟ یا این که چه مدل لباسی بیش از همه در کمد لباس هایتان وجود دارد؟ با دنبال کردن این نشانه ها می توانید به ساده ترین شکل سبک لباس مورد علاقه تان را بیابید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۲٫ در چه مدل لباسی احساس بهتری دارید؟

حتما شما هم در کمدتان لباس هایی دارید که به خوبی روی تن تان می نشیند و باعث می شوند که در مورد اندام تان حس بهتری داشته باشید. به عنوان مثال شلوار جینی که با همه لباس ها به خوبی ست می شود یا پیراهنی که برای هر میهمانی، از رسمی گرفته تا دوستانه، مناسب است و زمانی که نمی توانید در مورد انتخاب لباس تان تصمیم بگیرید، به کمک تان می آید. بنابراین شما باید بدانید که در چه لباس هایی حس بهتری نسبت به خودتان دارید؛ این لباس ها می توانند یک تی شرت ساده، لباسی با طرح های گرافیکی، پیراهنی اسپورت یا کفش کتانی باشد. 

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۳٫ چه مدل لباسی را نمی پسندید؟

فهمیدن این مورد نیز کار ساده ای ست. به عنوان مثال برخی از افراد هیچ علاقه ای به پوشیدن لباس های رسمی یا انداختن جواهرات ندارند یا برخی دیگر از پوشیدن لباس های تنگ بیزارند و لباس های راحت و گشاد را ترجیح می دهند. این بدین معنی نیست که آن مدل لباس ها بد است، بلکه بدین معنی ست که با ظاهر شما جور در نمی آید. بنابراین از پوشیدن مدل های لباسی که حس بدی نسبت به آنها دارید خودداری کنید، حتی اگر مد سال باشند.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۴٫ استایل خود را بیابید

حتما با ایریس آپفل، مادر بزرگ دنیای مد، آشنا هستید. او عاشق اکسسوری های بزرگ و چشمگیر است. عینک های گرد، النگوهای بزرگ و گردنبندهای بلند… از از ویژگی های استایل اوست. اگر به تیپ ستاره ها نگاه کنید، متوجه می شوید که هر فردی استایل مخصوص به خود را دارد. موهای دم اسبی آریاندا گراندی، یا لباس های چسبان با رنگ های خنثی کیم کارداشیان… شما نیز باید به سبک لباس پوشیدن خود شخصیت دهید، به طوری که دیگران با دیدن آن  ویژگی به یاد شما بیافتند. این شخصیت سازی می تواند در مورد یک مدل یا حتی رنگ لباس باشد. آن را انتخاب کنید و بدان پایبند باشید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۵٫ به دنبال مد نباشید

مد می تواند به سبک شخصی شما در لباس پوشیدن لطمه بزند. در واقع، اگر شما مدام به دنبال این باشید که چه مدل های جدیدی از کفش، لباس، کیف یا غیره.. در بازار است تا آنها خریداری کرده و به تن کنید، پس تکلیف استایل شخصی یا آنچه خودتان می پسندید چه می شود؟ در این شرایط، این شما نیستید که استایل تان را تعریف می کنید، بلکه دنیای مد و فشن است که برای شما تصمیم می گیرد و ظاهر شما را شبیه به ظاهر بسیاری از افراد دیگر می سازد. بنابراین، اگر می خواهید که به ظاهرتان شخصیتی منطبق با آنچه خود می پسندید بدهید، از مدهای لحظه ای دوری کنید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۶٫ فرم بدن تان را بشناسید

بهترین قسمت بدن شما کدام است؟ روی بخش هایی از بدن تان که فرم دلخواه تان را دارد، تمرکز کنید. به عنوان مثال اگر چشمان تان آبی ست، با کشیدن خط چشم و سایه، روی آنها تاکید بیشتری کنید یا اگر پاهای کشیده و زیبایی دارید، شلواری چسبان یا دامنی کوتاه به پا کنید تا بیش از دیگر بخش های بدن تان توی چشم باشد.

بیشتر خانم ها اندامی گلابی شکل دارند، به این صورت که کمرشان باریک و باسن شان بزرگ است. در این شرایط توصیه می شود که توجه را به قسمت بالایی بدن ببرید. شما می توانید از لباس های رنگ روشن یا پیراهن های اپل دار که تاکید را به سمت بالاتنه تان می برند، کمک بگیرید. از پوشیدن لباس های راه راه برای پایین تنه نیز خودداری کنید. و بر عکس، اگر می خواهید که روی بالاتنه تان تاکید کنید، می توانید از لباس هایی با یقه v یا حتی اکسسوری هایی چون گردنبند برای تاکید بیشتر استفاده کنید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


 

۷٫ از این مدل لباس ها غافل نشوید

برخی از لباس ها هستند که نه تنها هیچگاه از مد نمی افتند، بلکه بسیار هم کاربردی اند. مهم نیست که استایل شخصی تان چگونه است، داشتن برخی لباس ها در کمدتان، همیشه ضروری است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

شلوار مشکی: یکی از ساده ترین و سریع ترین روش های آماده شدن پوشیدن شلوار مشکی ست. در این شرایط شما می توانید به سادگی آن را با هر تی شرت یا پیراهنی که می خواهید، ست کنید.

بلوز مشکی: شما می توانید آن را به تنهایی یا همراه با هر رنگ کتی که دوست دارید، به تن کنید.

بلوز یقه اسکی مشکی: مطمئنا شما در روزهای سرد سال، به یک بلوز یقه اسکی احتیاج پیدا خواهید کرد. چه چیزی بهتر از یک بلوز یقه اسکی مشکی که به سادگی با هر نوع لباسی ست می شود؟ این مدل لباس برای لایه ای لباس پوشیدن نیز بسیار کارساز است.

بلوز سفید: یک بلوز سفید، هیچگاه از مد نمی افتد. علاوه بر آن، به سادگی با لباس های دیگر ست می شود.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟

جین: شلوار جین عضو ثابت هر کمد لباسی ست. فرقی نمی کند که جین آبی دارید یا مشکی، در هر شرایطی، یکی از بهترین و ساده ترین انتخاب هایتان خواهند بود. فقط حواس تان باشد که شلوار جینی که انتخاب می کنید درست سایز تن تان باشد.

پیراهن کوتاه مشکی: این که هر خانمی در پیراهن مشکی کوتاه زیبا و جذاب به نظر می رسد، کلیشه نیست، واقعیت است. نه تنها جذابیت این مدل لباس، بلکه کارایی بالای آن نیز باعث شده که هر زنی یک پیراهن کوتاه مشکی در کمد لباس خود داشته باشد.

[ad_2]

استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است. این سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی میباشد و تمام فعالیت های این سایت طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. - طراحی شده توسط پارس تمز